واقعیت آن است که تجربه چند ماه اخیر نشان می دهد که سازمان بورس به عنوان نهاد متولی بازار سرمایه عملاً استراتژی مشخصی برای این مسئله ندارد به آن معنا که بازار بورسی که در روزها و ماه های اخیر به شدت مورد استقبال مردم و سرمایهگذاران خرد قرار گرفته، نتوانسته نسبت قابل قبولی با شعار سال که همان جهش تولید است داشته باشد.
آمارهای رسمی نشان می دهد از ابتدای امسال تا شهریور ماه بیش از یکصد هزار میلیارد تومان منابع جدید وارد بازار بورس شده است در کنار آن چهار و نیم میلیون کد جدید سهامداری صادر شده. نکته مهم تر آنکه بخش مهمی از سرمایه های جدید وارد شده سرمایه های خردی است که می تواند با یک برنامه ریزی دقیق وارد چرخه تولید اقتصاد شود. آمارهای سازمان بورس نشان می دهد ۶۰ درصد از تازه وارد های بورس با سرمایه ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومانی وارد بورس شده اند آیا این فرصت بی نظیر را نباید برای کمک به بخش تولید اقتصاد که این سال ها به شدت نحیف و رنجور شده است به کار گرفت؟!
آیا صرفاً با معاملات ثانویه در بازار بورس که صرفاً خرید و فروش است و نه کمک به تولید، می توان به جهش تولید امید داشت. واقعیت آن است که نه. اگر سازمان بورس و شرکت بورس و سایر متولیان این بازار به دنبال تامین مالی تولید از طریق این بازار پر مخاطب بودند می توانستند با ابزارهایی مانند کمک به افزایش سرمایه شرکت از محل آورده سهامداران عرضه سهام جدید در بورس و شاید مهمتر از اینها تعریف صندوق پروژه ها برای جذب منابع مالی در طرح های پر بازده اقتصادی کمکی به تامین مالی تولید نمایند، ولی متاسفانه باید گفت سازمان بورس در تحقق شعار سال که همان جهش تولید است نه تنها قدم قابل توجهی بر نداشته که عملاً از طریق بازده انتظاری زیادی که در این بازار اتفاق افتاده مانع جدی در رونق تولید ایجاد کرده است.
- نویسنده : یزدفردا
- منبع خبر : خبرگزاری فردا
سهشنبه 25,اوت,2026